تبلیغات نازی ها در ایران در دوران هیتلر



در این بخش مطالب برگزیده ای از کتاب «روابط سیاسی-اقتصادی ایران و آلمان بین دو جنگ جهانی» به تالیف فاطمه پیرا قرار داده شده است:



چنان که گفته شد، با افزایش قدرت اقتصادی، نظامی و سیاسی آلمان در مقابل رقبای اروپایی اش، مقام و مرتبه ی آنها در میان کشور های خاورمیانه و ایران نیز افزایش می یافت. تبلیغات آلمان در بازسازی پس از جنگ، مجهز و مسلح شدن و تبدیل سریع آلمان به یک قدرت جهانی از دید رضاشاه مخفی نماند. دستگاه تبلیغاتی آلمان نیز که از ارزش اقتدار و سازماندهی در نظام های دیکتاتوری چون رضا شاه مطلع بودند، در نمایش آن به ایرانیان دریغ نمی کردند. از جمله به هنگام امضای قرارداد تهاتری ایران، وزارت اقتصاد آلمان برای هیات ایرانی دو مسافرت ترتیب داد: یکی بازدید از مراکز صنعتی آلمان و دیگری مسافرت به نورنبرگ در مراسم گشایش حزب کنگره ناسیونال سوسیال و رژه نظامی بود. علاوه بر این، با توجه به اینکه آلمان قدرت دور دستی محسوب می شد، توسعه نظامی آن نه تنها موجب نگرانی نبود بلکه تحسین ایرانیان را بر می انگیخت. همچنین نقش فعال آلمان در اروپا و منافع آن در ایران اجازه نمی داد شوروی و انگلیس همچون سال های قبل از جنگ جهانی اول به هر اقدامی دست بزنند.

چنان که گفته شد، از اواخر سال 1935/1314 به بعد دیپلماسی آلمان به نحو روزافزونی بر آن قرار گرفت، که از موقعیت سیاسی خود در ایران و دیگر کشور های خاورمیانه بهره برداری کند و بر این اساس تعدادی از مقامات عالی رتبه ی نازی به بازدید های دوستانه از ایران پرداختند. سفر شاخت، وزیر ااقتصاد آلمان، از زمره ی این بازدید ها بود که در توسعه مناسبات بازرگانی دو کشور موثر بود. دیگر سفر بالدور فن شیراخ رئیس جوانان حزب نازی به تهران در 3 آذر 1316 بود. وی از سران ایران دیدار کرد و در جشن رهایی و آزادی ایران از استعمار مشتاقانه سخنرانی کرد. برای رهبران ایران بازدید نمایندگان عالی رتبه یک قدرت بزرگ فی النفسه نشانی از ترقی و تعالی به شمار می رفت و موجب افزایش اعتماد به نفس آنها بود. به علاوه شیراخ حامل دعوت شخصی هیتلر از رضاشاه برای دیدار از برلین بود که رضاشاه دعوت مزبور را به دلیل مشغله فراوان نپذیرفت. در عوض در بهار سال 1937/1316 حسن اسفندیاری رئیس مجلس شوروی ملی ایران طی تشریفات مفصلی از سوی هیتلر در برچستگادن پذیرفته شد. هدف مقامات آلمانی از این دید و بازدید ها این بود که به دولت ایران نشان دهند که از ارائه خدمات خود در هیج زمینه کوتاهی نمی کنند. در توسعه کشاورزی، اکتشاف معادن و یا حتی در تاسیس یک صنعت نفت ملی ایران را یاری خواهند کرد. حتی به نظر می آید تیرگی روابط ایران و شرکت نفت از سال 1937 تا حدودی متاثر از قدرت آلمان در سیاست خارجی بود. ایرانیان طی این سال ها به نحو روزافزونی با انگلیس از سر عناد بر آمدند و در این امر از تشویق و پشت گرمی آلمانی ها برخوردار بودند.

آلمان به ویژه برای نفود سیاسی و فرهنگی در کشور های خاورمیانه ارزش ویژه ای قائل بود. در این هنگام موسساتی در این کشور به مطالعه درباره شرق می پرداختند. از جمله آنها موسسات «اتحادیه آلمانی اونریشت» بود] که در سال 1934/1314 پس از به قدرت رسیدن نازی ها در آلمان تاسیس شد. در دانشگاه های آلمان نیز دوره های بیشتری برای تحقیق درباره کشور های شرق دایر شد. این دوره ها از یکصد و نود و شش دوره در سال 1933/1313 به سیصد و چهل و یک دوره در سال 1936/1316 رسید و صد ها سخنرانی درباره اسلام در برلین ترتیب داده شد. از دیدگاه سیاسی، اهداف نازی ها صادقانه تر از کشورهایی چون روس و انگلیس به نظر می رسید. آنها بر این امر تاکید داشتند که بین بیداری ملل شرق و بیداری ملت آلمان در لوای ناسیونال سوسیالیسم شباهت های بسیاری وجود دارد. در سال 1939/1319 نیز با تلاش آلفرد روزنبرگ کارشناس فرهنگی آلمان این دولت مجموعه ای از کتب به نام «کتابخانه علمی آلمان» که هفت هزار و پانصد جلد کتاب را در بر می گرفت به دولت ایران تقدیم کرد. هدف از ارسال این کتاب ها که با دقت فراوانی انتخاب شده بودند این بود که خوانندگان ایرانی را به رسالت فرهنگی آلمان در شرق و پیوند های رایش با فرهنگ آریایی ایران معتقد کند. بدین منظور از افسانه قوم آریایی برای تحکیم روابط دو ملت بهره برداری به عمل آمد. حتی علامت صلیب شکسته سمبل حزب نازی به عنوان نشانه یگانگی آریایی های شمال اروپا و زادگاه زرتشت شناخته شد.

بنابراین از اواخر دهه 1930 آلمان بر فعالیت های تبلیغاتی و فرهنگی خود در ایران افزود. این خط مشی بخشی از یک سیاست گسترده تر آلمان در قبال کشور های خاورمیانه محسوب می شد. به همین جهت دولت آلمان طی فرمانی ویژه، قوانین و مقررات نژادی نورنبرگ را مشمول ایرانیان ندانست و خلوص آریایی نژاد ایرانی را به رسمیت شناخت و افسانه وحدت نژاد آریایی را مطرح کرد. گروهی دیگر نیز با تاکید به خصلت نژادی، زمینه شیوع نوع بیگانه ستیزی منفی [بخوانید مثبت] را گسترش دادند که در واقع شبیه پان ایرانیسم بود. آلمانی ها با پشتکار و دقت تمام، احساسات ناسیونالیست ملیون ایران را تحریک کردند و توانستند با تبلیغات خود پیرامون رویای یک «ایران بزرگ» محافل روشنفکری و نظامی را به شدت تحت تاثیر قرار دهند. از جمله فعالیت های فرهنگی آلمان می توان به «انجمن ایران و آلمان»، که بعدا در «جمعیت آلمان و شرق» ادغام شد و همچنین انتشار «مجله ایران باستان» اشاره کرد که ذیلا به معرفی آنها می پردازیم.





این انجمن در ایام جنگ جهانی اول در 17 ربیع الثانی 1336 با شرکت حدود پنجاه نفر از افراد ایران و آلمانی در برلین تشکیل شد. در اولین جلسه این انجمن پس از ایراد سخنرانی توسط فن هنتیگ، یکی از اعضای وزارت خارجه، این انجمن به تهیه نظامنامه خود پرداخت. فن هنتیگ، به ریاست اول، سید حسن تقی زاده به ریاست دوم و بارن فن ریشتهفن عضو رایشتاگ و کفیل سابق سفارت آلمان در ایران، به عنوان نایب رئیس اول و آقای وحید الملک به عنوان نائب رئیس دوم انتخاب شدند. این انجمن پس از جنگ جهانی اول نیز به فعالیت های خود به ویژه در امور فرهنگی و ادبی ادامه داد و به مرور اعضای آن به سیصد و پنجاه و شش نفر بالغ شدند. همچنین اعضای انجمن، نشریه ای موسوم به «اطلاعات انجمن ایران و آلمان» منتشر کردند. طی سال های پس از جنگ، فن هنتیگ در مقام ریاست انجمن باقی ماند و دبیر کلی انجمن را لیتن به عهده داشت. وزارت خارجه آلمان نیز با این انجمن همکاری تنگاتنگی داشتغ چنان که بلوشر هنگامی که مسئول امور مربوط به ایران در وزارت خارجه بود، گفته است: «اخبار رسیده از ایران را در اختیار دبیر کل می گذاشتم. لیتن این اخبار و همچنین اطلاعات رسیده از منابع دیگر را برای تهیه مجله ای پرمطلب مورد استفاده قرار می داد، تا بدین وسیله اعضای انجمن را در جریان اخبار درست و قابل اطمینان ایران بگذارد. و از این طریق در بین کسانی که نسبت به تجارت با ایران علاقه مند بودند، محبوبیت زیادی کسب کرد.» از آن گذشته، انجمن جلسات سخنرانی برای بسیاری از ایرانشناسان برجسته همچون پرفسور زاره و پرفسور هرتسفلد ترتیب می داد و از این طریق در بین محافل فرهنگی آلمان نیز شهرت بسیاری به دست آورد. دیری نپایید که انجمن آلمان و ایران در حیات فرهنگی برلین سهم بسزایی به عهده گرفت.

این انجمن توانست تا اواخر سال 1933 به کار خود ادامه دهد اما پس از ان منحل و در مجمعی به نام «جمعیت آلمان و شرق» ادغام گردید. مجمع مزبور با انگیزه توسعه و تکمیل روابط آلمان با ممالک شرق تاسیس شد. پس از تشکیل مجمع دو تن از اعضای آن به نام دکتر هس و گوستاو گربر به سفارت ایران در برلین اعزام شدند تا ضمن آگاه کردن آنان از تعطیلی انجمن سابق ایران و آلمان، اعضای سفارت ایران را برای آشنایی و معرفی اعضای مجمع جدید دعوت کند. وزیر مختار ایران در برلین ضمن اطلاع از مطلب فوق در تاریخ 15 تیر 1316 و کسب اجازه از دولت ایران برای شرکت در این مجمع گزارشی در این باره برای دولت ایران ارسال داشته است که به قرار ذیل است:

«موسسه آلمان و ایران برای پیشرفت روابط اقتصادی و تمدنی بین آلمان و ایران در تاریخ 1919 تحت مدیریت پرفسور زاره تاسیس گردید که تا اواخر سال 1933 وجود داشت ولی از آن تاریخ منحل شد. علت تعطیل نیز این بود که وضعیت سیاسی را مطمئن نبود که آیا دوام این موسسه را خواستارند. اما آقای دکتر فریتی هسه که از سال 1924 منشی کل موسسه آلمان و ایران بود، با وسائل شخصی سعی در تداوم موسسه مزبور دارد. آقای دکتر هسه خود در شرق متولد شده، اقدام و جدیت می کند؛ تا حد ممکن آشنایی و دوستی بین ملل شرق و ملت آلمان از طرف مقامات مربوط تایید و تقویت شود. او موفق شده موافقت تمام وزارتخانه های مربوط (وزارت خارجه، اقتصاد و حزب ملیون اجتماعی [حزب نازی] و غیره) را برای تاسیس مرکزی برای پیشرفت روابط با شرق تحصیل کند. همچنین موفق شده صنایع آلمان را به این کار نیز جلب کند، از جمله موسسان کروپ، رای گ، زیمنس شوکوت، آ اِ گ، یولیوس برگر، اوتو ولف-هاپاگ لیود، درسدنر بانک، دویتش [دویچه] بانک و ...

«بنابراین، برای تامین مخارج و پیشرفت روابط آلمان و هر یک از ممالک شرق مرکزی تاسیس خواهد شد که آقای دکتر رایس مدیر کل زیمنس شوکوت به ریاست جامعه انتخاب خواهد گشت. آقای دکتر روپرتی قائم مقام و آقای دکتر هان عضو هیئت رئیسه شرکت بیمه آلیانس که یکی از اقتصادیون آلمان است، به سمت قائم مقام ثانی معین گردیدند. نام پنج نفر به عنوان هیات رئیسه نوشته و اداره کار های داخلی نیز به عهده دکتر هسه خواهد بود.

«روابط ایران و آلمان و مسائلی که برای پیشرفت اقتصاد و تمدن آن لازم خواهد بود، از طرف کمیته ایران که جزو جامعه آن و شرق است، انجام خواهد شد. این کمیته اداره ای مستقل است که از طرف آقای گوستاو گربر که یکی از اربابان صنایع و سال ها در ایران به کار های تجاری مشغول بوده و طرف وثوق دولت ایران است، آن را اداره خواهد کرد. به علاوه آقای پرفسور زاره که یکی از دانشمندان معروف تاریخ اسلام است و آقای دکتر هسه منشی کل سابق موسسه ایران و آلمان در این کمیته خواهند بود. کمیته به افتخار وزیر مختار ایران شامی ترتیب خواهد داد که تمامی روسا و مدیران اقتصادی در آن خواهند بود. کمیته ایران تلاش خواهد [کرد] که موسسه ایران و آلمان که محتوای اخبار ایران بود، از طرف جامعه شرق مجددا منتشر گردد. که یگانه مطبوعاتی بود که در اروپا منتشر و موجب رضایت خاطر دولت ایران بود.

«ضمنا کمیته قرار است کمیسیونی به افتخار شاعر بزرگ ایران –فردوسی- در پاییز جشنی ترتیب دهد. در پایان کمیته اظهار امیدواری می کند که جامعه آلمان و شرق موفق گردد، روابط دوستانه ی ایران-آلمان را گسترش دهد.»

دولت ایران به وسیله آقای کاظمی، سرپرست اداره سوم وزارت امور خارجه و با ارسال نامه ای در تاریخ 13/5/1313، ضمن وصول خبر تجدید تشکیل جمعیت آلمان و شرق در برلین، اظهار امیدواری کرد که کمیته جدید بتواند کمک های ارزمندی در تحکیم مناسبات ایران و آلمان به عمل آورد و تبلیغات مفیدی در شناسایی ایران به خارجی ها کند. همچنین درخواست می کرد که از سوابق افرادی که در کمیته هستند اطلاعات بیشتری ارسال کند.